گنجینه های ایران کهن ( جشن تیرگان )

آئین های نیاکانی ، میراث فرهنگی سرزمینمان هستند که جز تزریق روح شادی و نشاط و حس میهن دوستی به جامعه ، احترام به طبیعت و نکوداشت خوبی ها و پاکی های آسمانی ، پیامد دیگری ندارند .
به گزارش پایگاه اطلاع رسانی شبکه خبر، بر آنان که خود را ایرانی می پندارند ، بایسته است که برای هویت دادن به نسل جوان جامعه تلاش کنند و چه راهی بهتر از پاس داشت و معرفی آئین ها و جشن های کهن و اصیل ایران زمین . 

و این بهترین راه مقابله با تهاجم فرهنگ بیگانه است ، اینکه داشته های ملی خود را به بهترین شکل به جوانانمان معرفی کنیم .
تا آنچه را که دارند ، ز بیگانه تمنا نکنند . 

                   

                                     ((جشن تیرگان
))

«جشن تیرگان» از بزرگ ترین جشن های ایران باستان است که پس از نوروز ، سده و  مهرگان تا سال ها پس از اسلام نیز گرامی بوده است .

تیرگان در تیر روز از تیرماه برابر با ۱۰ تیر در گاه شمار خورشیدی (برابر با ۱۳ تیر ماه گاه شمار ایران باستان) برگزار می ‌شده است .

در ستایش و گرامیداشت «تیشتـَر» (تِشتـَر- تیر - شباهنگ - شِعرای ێمانی) ، ستاره باران آور در باورهای مردمی، و درخشان ترین ستاره آسمان که در نیمه دوم سال، همزمان با افزایش بارندگی ها، در آسمان سڕ شبی دیده می شود. 

«ابوریحان بیرونی» و «گردیزی» در «زین الاخبار» ، ناپدید شدن یکی از جاودانان ایرانی یعنی «کیخسرو» را در این روز و پس از شستشوی خود در آب چشمه ای دانسته اند . 

در گذشته «تیرگان» روز بزرگداشت نویسندگان و دبیران نیز بوده است . 

جشن تیرگان بجز این روز ، در نخستین تیر روز از سال ، یعنی سیزدهم فروردین (سیزده بدر) و سیزدهم مهر نیز برگزار می شود. 

ارامنه ایران نیز در روز سیزدهم ژانویه ، آئین هایی برگزار می کنند که برگرفته و در ادامه جشن تیرگان است.


روزی که آرش خود را فدای ایران کرد 
                  
روایت دیگری نیز درباره تیرگان و «آرش کمانگیر» ، اسطوره و قهرمان ملی ایرانیان وجود دارد : 
          
میان ایران و توران ، سال ها جنگ و ستیز بود ؛ در نبرد میان «افراسیاب» و «منوچهر»، شاه ایران، سپاه ایران شکست سختی می خورد؛ این رویداد در روز نخست تیر روی می دهد و در گذشته ها این روز برای ایرانیان عزای ملی بود (و جالب اینکه هنوز دیدار از خانواده های عزادار در این روز میان زرتشتیان رایج است) . سپاه ایران در مازندران به تنگنا می افتد و سرانجام دو سوی نبرد به سازش در می آیند و برای آنکه مرز دو کشور مشخص شود و ستیز از میان برخیزد ، می پذیرند که از مازندران تیری به جانب خاور (خراسان) پرتاب کنند ، هر جا تیر فرو آمد ، همان جا مرز دو کشور باشد و هیچ یک از دو کشور از آن فراتر نروند؛ تا در این گفتگو بودند، سپندارمذ (ایزد بانوی زمین) پدیدار شد و فرمان داد تیر و کمان آوردند. 

آرش در میان ایرانیان بزرگ ترین کماندار بود و به نیروی بی مانندش تیر را دورتر از همه پرتاب می کرد. سپندارمذ به آرش گفت تا کمان بردارد و تیری به جانب خاور پرتاب کند. آرش دانست که پهنای کشور ایران به نیروی بازو و پرش تیر او بسته است و باید توش و توان خود را در این راه بگذارد. 

او خود را آماده کرد و گفت : ببینید من تندرستم و کژی ای در وجودم نیست، ولی می دانم چون تیر را از کمان رها کنم ، همه ی نیرویم با تیر از بدن بیرون خواهد آمد . آنگاه آرش تیر و کمان را برداشت و بر بلندای کوه دماوند برآمد و به نیروی خداداد ، تیر را رها کرد و خود بی جان بر زمین افتاد . . . 

اهورا مزدا به فرشته باد (وایو) فرمان داد تا تیر را نگهبان باشد و از آسیب نگه دارد. تیر از بامداد تا نیمروز در آسمان می رفت و از کوه و در و دشت می گذشت تا در کنار رود «جیحون» بر تنه درخت گردویی که بزرگ تر از آن در گیتی نبود؛ نشست. 

آنجا را مرز ایران و توران جای دادند و هر سال به یاد آن جشن گرفتند . . .

آئین ها و مراسم تیرگان 

        
آب پاشی
این جشن در کنار آب ها، همراه با مراسمی وابسته با آب و آب پاشی و آرزوی بارش باران در سال پیش ِرو همراه بوده و همچون دیگر جشن هایی که با آب در پیوند هستند، با نام عمومی «آبریزگان» یا «آب پاشان» یا «سر شوران» یاد شده است.
 
فال کوزه 

                  

یکی دیگر از مراسم این جشن ، مانند بسیاری از جشن های ایرانی «فال کوزه» (چکُ دوڵه) است . 

روز قبل از جشن تیرگان، دوشیزه ای را برمی گزینند و کوزه سفالی سبز رنگ دهان گشادی به او می دهند که «دوله» نام دارد؛ او این ظرف را از آب پاکیزه پر می کند و یک دستمال سبز ابریشمی را بر روی دهانه آن می اندازد ؛ آنگاه «دوله» را نزد همه کسانی می برد که آرزویی در دل دارند و می خواهند در مراسم «چک دوڵه» شرکت کنند و آنها جسم کوچکی مانند انگشتری، گوشواره، سنجاق سر، سکه یا مانند اینها در آب دوله می اندازند. سپس دختر ، دوله را به زیر درختی همیشه سبز ، چون سرو یا مورد می برد و در آنجا می گذارد.

در روز جشن تیرگان و پس از مراسم آبریزان، همه کسانی که در دوله جسمی انداخته اند و نیت و آرزویی داشته اند ، در جایی گرد هم می آیند و دوشیزه، دوله را از زیر درخت به میان جمع می آورد. 

در این فال گیری ، بیشتر بانوان شرکت می کنند و سال خوردگان با صدایی بلند به نوبت شعرهایی می خوانند و دختر در پایان هر شعر، دست خود را درون دوله می برد و یکی از چیزها را بیرون می آورد، به این ترتیب صاحب آن جسم متوجه می شود که شعر خوانده شده مربوط به نیت، خواسته و آرزوی او بوده است. 

دستبند تیر و باد 

                                

در آغاز جشن بعد از خوردن شیرینی، بندی به نام «تیر و باد» که از 7 ریسمان به 7 رنگ متفاوت بافته شده است ، به دست می بندند و در باد روز از تیر ماه (9 روز بعد) ، این بند را باز کرده و در جای بلندی مانند پشت بام به باد می سپارند تا آرزوها و خواسته هایشان را به عنوان پیام رسان به همراه ببرد.
این کار با خواندن شعر زیر انجام می شود : 

تــیـــر بــرو بــاد بــیـا ، غــم بــرو شـادی بـیا
محنت برو روزی بیا ، خـوشه مرواری بیا 

در باورهای مردم، درباره جشن تیرگان ، دو روایت وجود دارد که روایت نخست همچنان که در بالا گفته شد ، به فرشته باران یا «تیشتر» مربوط است و نبرد همیشگی میان نیکی و بدی است :
در اوستا، تشتر یشت (تیر یشت)، تیشتر فرشته باران است که در ده روز اول ماه به چهره جوانی پانزده ساله در می آید و در ده روز دوم به چهره گاوی با شاخ های زرین و در ده روز سوم به چهره اسبی سپید و زیبا با گوش های زرین. 

تیشتر به شکل اسب زیبای سفید زرین گوشی، با ساز و برگ زرین، به دریای کیهانی فرو می رود. در آنجا با دیو خشکسالی «اپوش» که به شکل اسب سیاهی است و با گوش و دم سیاه خود، ظاهری ترسناک دارد، رو به رو می شود. این دو، سه شبانه روز با یکدیگر به نبرد برمی خیزند و تیشتر در این نبرد شکست می خورد ؛ به نزد خدای بزرگ آمده و از او یاری و مدد می جوید و به خواست و قدرت پروردگار ، این بار بر اهریمن خشکسالی پیروز می گردد و آب ها می توانند بدون مانعی به مزرعه ها و چراگاه ها جاری شوند. باد ابرهای باران زا را که از دریای گیهانی برمی خاستند به این سو و آن سو راند، و باران های زندگی بخش بر هفت کشور زمین فرو ریخت و به مناسبت این پیروزی ایرانیان این روز را به جشن پرداختند.
/ 0 نظر / 8 بازدید