علمی - تحقیقی - خبری

شید به معنی نورانی و پسوند خورشید است ____ این وبلاگ در جهت گسترش تفکر سازنده برای ایران اسلامی وبدون در نظر گرفتن شخص و یا گروه خاصی طراحی و اراییه گردیده است با احترام غلامحسین کردی

آسپاشيا


تاريخ، بويژه تاريخ فلسفه، بهمان نسبت که به آسپا شيا مديون ا ست، به همان نسبت او را نيز مانند بسياری از زنان ا ند يشه ورز ديگر بد ست فراموشی سپرده است. دليل اين امر را قبل از هر چيز بايد در وجود جوامع مرد سالار و مردانه بودن تاريخ دانست که بد بختا نه هنوز هم هر دو نيمه ی بشريت از آن رنج می برند. اين موضوع تا آنجا پيش رفته است که حتی خدا را اغلب مردان خشن و تک سالار تاريخ ساخته اند و دراکثريت جوامع به آن هيئت مردانه داده اند.



يکی از نخستين زنانی که، با تکيه بر خرد و اند يشه ی درخشان خود، در برابر انحصار گری فکری و اموزشی مردانه قد علم می کند، آسپا شيا (از 470 تا 410 قبل ازميلاد) زن خرد ورز و فيلسوف ملطی است که گرچه فيلسوفانی مانند سقراط و آناکساگورا س، از او درس ها آموخته اند، جای نامش در تاريخ رسمی فلسفه خالی ا ست. آسپا شيا بيست ساله بود که از ملطيه به آتن مهاجرت کرد و بقولی به آتن تبعيد شد. او گرچه در آتن يک غريبه محسوب می شد ( وتا آخر عمر نيز به عنوان يک خارجی باقی ماند)، با خود عهد بست که در زندگی فرهنگی آتن نقش فعالی را ايفا کند. او در شمار زنانی است که بند رت در تاريخ گذ شته ی بشر فرصت يافته اند جوّ جوامع مذ هبی و سنتی را در هم بشکنند و اين حقيقت را به ا ثبات برسانند که در هيچ حوزه ای زنان از مردان کمتر نيستند و اين شرايط اجتماعی ا ست که زنان را عقب نگاه داشته است.



درزمان آسپا شيا (قرن پنجم قبل از ميلاد) زنان و دختران آ تنی از هر نوع آموزش و پرورش علمی، اجتماعی و فلسفی محروم بودند. آموزش در حد بسيار محدود در رابطه با زنان اشرافی قابل قبول بود، ليکن ا ين آموزش فقط به دا نش "خانه داری" محدود می شد. دختران حتی حق شرکت در فعاليت های ورزشی ر ا ندا شتند. ما دران و دايه ها شان به آنان تنها و تنها نخ ريسی، با فند گی، گلدوزی، رقص و آواز خوانی ( برای لذ ت شوهران آينده شان) ياد می دادند. تاسف بار تر اينکه برای زنان اشرافی آموزش عالی کسر شان محسوب می شد و زنانی که از آموزش بالای علمی و فلسفی بر خوردار بودند، فاحشه به حساب می آمدند و در جامعه انگشت نما می شدند.



آسپا شيا عليه اين شرايط طغيان کرد وبا تلا ش قهرمانانه ی خود نشان داد که ـ حتی در سخت ترين شرايط ـ زن می تواند خود را از اسارت د ر زند ان خانه رهائی بخشد و فعالانه در زندگی اجتماعی شرکت جويد. او بدون آ نکه به ا نگ های مختلفی که اربابان زن ستيز دين و سنت به او بستند کوچکترين اهميتی بد هد، سنت ها را در هم شکست و طی يک زند گی اختياری و خود خواسته، دوش به دوش مردان در فعاليت های فرهنگی شرکت جست. او با دا نش و درا يت بيش از حد خود و ضمن کوشش های شبانه روزی اش، خود را از آزادی و قابليت تحرکی برابر با مردان برخوردار ساخت که حتی د نيای باصطلاح متمد ن امروز نيز برای زنان برسميت نمی شنا سد.



تاريخ نويسان يونان با ستان از زيبا ئی، " آهنگ دلنشين صدا" و " موهای طلائی" آسپا شيا سخن گفته اند، ليکن کمتر تاريخ نگاری است که به اين نکته اشاره کرده است که اين دختر جوان تبعيدی زمانی که در سال 450 قبل از ميلاد دربهار جوانی وارد آتن شد، با شجاعتی بی نظير و با وجود همه ی محدوديت ها، يک دانشکده ی زبان و فلسفه را تاسيس کرد و از مرد و زن خواست که درمدرسه ی او حکمت بياموزند. او از هر وسيله ای مد د جست تا زنان را به فرا گيری دانش علمی و فلسفی تشويق و ترغيب کند. پس از مد تی، تلاش های پی گير تبليغی و ترويجی آسپا شيا چنان مؤثر افتاد که دختران جوان و زنان خانواده های مرفه، که قبلأ بزرگی را در خانه نشينی و عد م انجام هيچ کاری می دانستند، در کلاس های درس آسپا شيا حاضر شدند وبا شور و شوق به آموختن فلسفه پرداختند. شيدائی همگانی و تشنگی زنان برای کسب دا نش به چنان درجه ای رسيد، که بسياری از زنان شوهران خود را مجبور ساختند که آنان را برای فرا گيری فلسفه به محضر درس آسپا شيا ببر ند.



کلاس های درس آسپا شيا به روی زن مرد باز بود. علاوه بر زنان، بسياری از مردان بزرگ روزگار نيز در جلسات درس او حاضر می شدند و از اين دانشمند جوان نکته ها می آموختند. پريکلس يکی از برجسته ترين شخصيت ها و دولتمرد عصر طلا ئی تمد ن يونان بزودی مجذوب خرد و شخصيت آسپا شيا شد و به دام عشق او افتاد و چه زود عشق محبوب را بخود جلب کرد. آسپا شيا که در روا بط شخصی و عشقی خود نيز زنی آزاد بود و بجای پيروی از سنت تنها از احساس و خرد خود پيروی می کرد، تا اين زمان با مردان ديگری نيز نرد عشق باخته بود.



عشق متقابل پريکلس و آسپا شيا برگی زرين در تاريخ مهرورزی های بشری گشود و بصورت يکی از پر بارترين عشق های تاريخ در آمد. پريکلس گرچه سا لها بود که ازدواج کرده بود، در راه عشق تازه ی خويش بر سنت ها و اجبارات خانوادگی مهر باطل کوبيد و زند گی مشترک خود را با آسپا شيا آغاز کرد. پريکلس با توجه به قانونـــــی که خود در سال 451 قبل از ميلاد گذ رانيده بود، نمی توانست رسمأ با آسپا شيا ازدواج کند. زيرا، همانطور که قبلأ ياد آوری شد، آسپا شيا در ملطيه متولد شده بود و شهروند آتن محسوب نمی شد. هم اکنون قانون خشن و ضد زنی که پريکلس خود يکی از واضعين آن بود، وبال گردن خودش شده بود. بر اساس اين قانون غير انسانی، حتی اگر کودکی از آسپا شيا متولد می شد، حرامزاده به حساب می آمد و او نيز واجد شرايط شهروندی آتن نبود.ليکن آسپا شيا بيدی نبود که ازاين باد ها بلرزد. او همه ی اين موانع را دور زد و چون پرنده ای دور پرواز در راهی که در پيش گرفته بود پرواز کرد.



پريکلس چنان شيفته ی خرد، انسا نيت، درا يت و دانش آسپا شيا بود که هر زمان که خانه را ترک می کرد يا به خانه وارد می شد، قبل از هر کار ديگری بر گونه های آسپا شيا بوسه می زد. سر ا نجام نيز با تحمل مشکلات بسيار، طبق يک قانون ويژه، شهروندی آتن را برای پســـــــری را که آسپا شيا برا يش به دنيا آورده بود گرفت و همه ی دارائی خود را برای او به ارث گذ اشت.



خانه ی آسپا شيا وپريکلس بزودی بصورت يک تا لار بزرگ روشنگری و مجمعی برای ملاقات، بحث و تبادل نظر دانشمندان، هنرمندان، ادبا و فلاسفه در آمد. اين خانه را بحق بايد "مرکز روشنفکری آتن" ناميد. اين نبود مگر به همت آ سپا شيا. در اين را بطــــه شا يد بتوان آسپا شيا را بنيان گذ ار نهاد " سا لن" د انست که بعد ها زنان بزرگ تاريخ از سرمشق او پيروی کردند و دنيای دانش و روشنگری فلسفی را مد يون خود ساختند و از جوامع مرد سا لار و زن ستيز غيرازافترا و بد نامی بهره ای نبردند ـ زنانی مانند سکينه (قرن هفتم ميلادی) در جزيرة العرب و ما دام دو شاتل ( قرن هيجدهم ميلادی) در فرانسه.



آسپا شيا بزودی بصورت ملکه ی بی تاج و تخت آتن در آمد و از خود سر مشق تازه ای برای رهائی زنان و آزادی ذ هنی و اخلاقی آنان ارائه داد. او ضمن تشويق و ترغيب هنرمندان و انديش ورزان عصر خويش، در خانه ی خود علوم مثبته، ا دبيات، حکمت، هنرو سيا ست آتن را بهم پيوند می داد. سقرا ط سخنوری او را بارها و بارها ستود و اعلام داشت که هنر فصاحت و بلاغت را از او آموخته ا ست. ا ين فيلسوف خردمند از آسپا شيا بخاطر نگارش سخنرانی مرثيه آميزی که پريکلس پس از نخستين تلفات جنگ پلوپونز ايراد کرد، ستايش نمود. " فد يا س" ، مجسمه ساز بزرگ آتن، همواره در سا لن روشنگرانه ی آسپا شيا در رفت و آمد بود و با او در مورد آثار جاودانه ی هنری خود مشورت می کرد. توسيد يد ** تاريخ خود را برای آسپا شيا می خواند و از او در خواست می کرد که آنرا مورد انتقا د و اصلاح قرار دهد. نما يشنا مه نويسان برجسته ی آتن مانند سوفکل و اريستوفان مشتا قا نه منتظر تا ييد آسپا شيا می ما ند ند. آسپا شيا مرتبأ همراه با پريکلس، فد يا س، آ نا کسا گورا س و سقـــــــــرا ط در تئاتر " د يا نا سوس" آتن حا ضرمی شد و نما يشنامه های " اوری پيد س"** را تما شا می کرد. اين در حالی بود که زنان اشرافی که همراه با شوهرانشان در مراسم اجرای شاهکارهای نمايشی حاضر می شد ند اغلب بی سواد بودند.



آسپا شيا که از توهمات مذ هبی مردم آتن در رنج بود، همراه با ديگر خرد ورزان يونانی، ضمن تاکيد برنياز ا نسا ن به پيروی ازعقل سليم به نبرد با سنگوارگی دينی و جنبه های ا يستای مذهب پرداخت. او که بخوبی پيچيد گی مبارزه ی ضد دينی و قدرت ويرانگر تعصبات مذهبی را درک می کرد، شکل ظريفی ازمبارزه را برگزيد. آسپا شيا مبا رزه با توهمات دينی را بدون حمله به دين رسمی بصورتها ی غير مستقيم مانند کاربرد نما د های مذ هبی پيشين و تمثيلات خرد گرايانه انجام می داد و بد ين وسيله اند يشه های خود را ترويج می کرد. با وجود اين د شمنا ن پريکلس، تيره گرايان دين سا لار و آنان که نمی توانستند شکوفائی زنان آتن را تحمل کنند بيکار ننشستند و از آسپا شيا عليــــــــه پريکلس و از پريکلس به عنوان وسيلــــــه ای برا ی کوبا نيدن آسپا شيا ا ستفاده کردند.



اريستوفان، که قبلأ سنگ ارا د ت آ سپا شيا را به سينه می زد، به عنوان دشمن سياسی بی مرام پريکلس قد م به ميدان نهاد و آسپا شيا را به عنوان يک روسپی ملطی توصيف کرد که در " مگا را" فا حشه خانه های مد رن تاسيس کرده و از آنجا دختر به آتن وارد می کند. بازار شا يعه پراکنی روز بروز داغتر و داغتر می شد. شا يع شد که پريکلس اموال عمومی را حيف و ميل کرده و خانه ی خود را بصورت محفل عنا صر بی دين در آورده و با زن پسر خود را بطه برقرار کرده است. اينهم ازديگر شگردهای تاريخی تيره گرايان است که چون حيات خودرا با رشد روشنگری در خطر می بينند، ريا کارانه کوس د فاع ازتقوی و تهذيب اخلاقی را بصد ا در می آورند گوئی خود هرگز مرتکب " گناه" نشده اند.



وا پس گرايان که جرات ند اشتند اتهامات با لا را در يک دادگاه علنی مطرح کنند، در برابر کم محلی و شهامت اخلاقی آسپا شيا، خود را زبون يافتند و از راههای غير مستقيم و رذ يلا نه وارد شد ند. آنان که از ژرفای را بطه ی آسپا شيا و پريکلس با آ نا کسا گورا س آگاهی داشتند، اين فيلسوف بزرگ مادی يونا نی را بصورت سپر بلا در آوردند. آ نا کسا گورا س به بی دينی متهم گرديد و بر ا سا س قانونی (که سقراط را جام شوکران نوشا نيد) به مرگ محکوم شد. تنها به توصيه و کمک پريکلس بود که اين فيلسوف بزرگ توانست از آ تن بگريزد.



فرا ر آنا کسا گورا س زمينه را برای وارد آوردن ضربه ی نهائی به آسپا شيا فراهـــــــــــم آورد. ا ربابان دين و سياست او را نيز به بی دينی و بی ا حترا می به خدايان آتن متهم ساختند. شاعران متملق آسپا شيا را با بی رحمی با " د ئيا نيه را"*** ( زن هرکول که جامی از زهر به او هديه داد و او را به کام مرگ فرستاد) مقا يسه و وانمود کردند که او بوده که پريکلس را خراب کرده است. برخی از کور دلان بی شرمی را بدانجا رسانيدند که آسپا شيا را يک پا انداز معرفی کردند که بخاطر لذ ت پريکلس برای او زن می آورده ا ست.



توطئه ی قشريون و کور دلان مذ هبی به غوغای عوام و جنون همگانی دامن زد تا آنجا که در سا ل 432 قبل از ميلاد يک د ا د گا ه جنجا لی با شرکت هزار و پا نصد داور در آتن تشکيل شد. پريکلس همه ی توان سخنوری خود را در د فا ع از آسپا شيا بکار برد و در برا بر داوران دادگاه اشک از ديدگان فرو باريد. خوشبختانه اعضای هيئت منصفه به ندای وجدان خود پاسخ گفتند و آسپا شيا را از اتهامات وارده تبرئه کردند. از آن زمان ببعد پريکلس نفوذ خود را در بين مرد م آتن از دست داد و سه سال بعد، در طاعونی که آتن را فرا گرفت، به عنوان يک انسان در هم شکسته دار فانی را وداع گفت. از سر نوشت آسپا شيا پس از مرگ پريکلس خبر دقيقی در دست نيست.

آسپا شيا به عنوان جزئی از روند تکامل خرد و دانش انسانی و قهرمان مبارزه ی رهائی زنان زنده و جاويد خواهد زيست.


*
Aspasia

** در رابطــــــــــه با "آناکساگوراس"، "توسيد يد" و" اوری پيد س" به بخش " الحاد در دوران با ستان" در همين سايت مراجعه بفرماييد.

***

منا بع

1.
Will Durant, The Life of Greece, N.Y., 1966.

2.
Benson, life of Alcibiades, N.Y., 1929.

3.
Lacroix, History of Prostitution, N.Y. 1931.

4.
Consolidated Encyclopedia, London 1946.

5.
Encyclopedia International, Crolier, vol. 2.

6.
Encyclopedia Britanica, Micropedia.

  
نویسنده : غلامحسین کردی ; ساعت ۱۱:٤٠ ‎ب.ظ روز دوشنبه ۱۳۸٦/٧/۱٦
تگ ها :